
يكي از اساسي ترين موضوعات مطرح در روابط اجتماعي مسلمانان كه از آغاز ظهور اسلام و خصوصاً پس از تشكيل حكومت اسلامي مورد توجه قرآن مجيد و شخص پيامبراكرم(ص) قرار داشت، مسئله مهم وحدت جامعه اسلامي بود.
«وحدت» و «اتحاد» همان يكپارچگي و همدلي به همراه محبت و دوستي است كه در بين افراد و طبقات جامعه نمايان مي شود. اين موضوع در روابط اجتماعي مورد بحث قرار گرفته و بسيار حائز اهميت است.علاوه بر آموزه هاي ديني، تاريخ نيز حكايت از آن دارد كه در پرتو اتحاد و انسجام، ملت ها توانسته اند قله هاي بزرگ علم و پيشرفت را درعرصه هاي گوناگون فتح كنند.در نوشتار حاضر با الهام از كلام آسماني وحي و نيز سخنان گهربار معصومين(ع) كه برخاسته از وحي است، با نقش حياتي و سازنده اتحاد ملي و انسجام اسلامي درروابط اجتماعي، آشنا مي شويم. مطلب را با هم از نظر مي گذرانيم:
فرهنگ غني اسلام، ابعاد و زواياي گوناگون زندگي بشر را مورد توجه قرار داده و در هر مورد، اصول و آداب و احكام ويژه اي را ارائه نموده است كه انسان با مراعات آنها مي تواند درجات كمال را طي كند و سرانجام به سعادت مطلوب نايل آيد.بحث از روابط اجتماعي يكي از مباحث مهم در زندگي مسلمانان است كه موضوع وحدت امت اسلامي از فروع و زيرمجموعه هاي آن به شمار مي رود.
وحدت و انسجام حول محورر دين و مشتركات ديني، عاملي مؤثر در پيشرفت مادي و معنوي پيروان شريعت اسلام است و اهميت ويژه آن به وضوح در آيات قرآن، سيره پيامبراكرم(ص) و امامان معصوم(ع) و روايات رسيده از سوي آن بزرگواران مشاهده مي شود.
قرآن و دعوت به اتحاد اسلامي
يكي از اساسي ترين موضوعات مطرح در روابط اجتماعي مسلمانان كه از آغاز ظهور اسلام و خصوصاً پس از تشكيل حكومت اسلامي مورد توجه قرآن مجيد و شخص پيامبراكرم(ص) قرار داشت، مسئله مهم وحدت جامعه اسلامي بود. كتاب آسماني ما- قرآن- و پيام آور اسلام- حضرت محمد- مسلمانان و امت اسلامي را به حفظ وحدت و همدلي و يكپارچگي سفارش كرده اند.
آيات فراواني در قرآن مجيد از اين موضوع سخن گفته و هرگونه درگيري و يا تشتت را كه منجر به تفرقه و فروپاشي اتحاد ميان مسلمانان شود، مورد نكوهش خود قرار داده است.
«واعتصموا بحبل الله جميعاً ولا تفرقوا واذكروا نعمه الله عليكم اذكنتم اعداء فالف بين قلوبكم فاصبحتم بنعمته اخواناً و كنتم علي شفا حفره من النار فانقذكم منها كذلك يبين الله لكم آياته لعلكم تهتدون»1
و همگي به ريسمان خدا (قرآن و اسلام، هرگونه وسيله وحدت) چنگ زنيد و پراكنده نشويد! و نعمت (بزرگ) خدا را بر خود، به ياد آوريد كه چگونه دشمن يكديگر بوديد. او ميان دل هاي شما الفت ايجاد كردو به بركت نعمت او، برادر شديد! شما بر لب حفره اي از آتش بوديد و خدا شما را از آن نجات داد؛ اينچنين، خداوند آيات خود را براي شما آشكار مي سازد؛ شايد پذيراي هدايت شويد»
خداوند متعال در اين آيه شريفه همان مسئله اتحاد و مبارزه با هرگونه تفرقه را مطرح مي كند و از مسلمانان مي خواهد كه همگي به ريسمان الهي چنگ زنند و پراكنده نشوند.
مفسران درباره اينكه منظور از «حبل الله» چيست، احتمالاتي را نقل كرده اند.
بعضي مي گويند منظور از حبل الله، قرآن است(2) و بعضي ديگر، اسلام را مقصود از آن مي دانند. برخي هم گفته اند كه منظور خاندان پيامبر و ائمه معصومين(3)(عليهم السلام) هستند. البته در روايات اسلامي نيز همين تعبيرات گوناگون ديده مي شود.
در معاني الاخبار از امام سجاد(ع) نقل شده است كه فرمود: حبل الله، قرآن است. (4)
در تفسير عياشي آمده است كه امام باقر(ع) فرمود: حبل الله، آل محمد(ع) هستند كه مردم مأمورند به آنها تمسك كنند.(5)
اما آنچه در تفاسير و احاديث شريف آمده است هيچ كدام با يكديگر اختلافي ندارند و همگي به يك حقيقت اشاره دارند، زيرا منظور از ريسمان الهي هرگونه وسيله ارتباط با خداوند متعال است و تمام آنچه دراين زمينه گفته شده است در مفهوم وسيع ارتباط با خدا كه از حبل الله فهميده مي شود مشترك است.
اين آيه شريفه از همه مسلمانان مي خواهد كه به ريسمان الهي- يعني همان نقطه ارتباط با خداي متعال- چنگ زنند و همگان بر اين محور، اتفاق و اتحاد داشته باشند.
سپس قرآن كريم به نعمت بزرگ اتحاد و برادري اشاره مي كند و مسلمانان را به تفكر در وضع اندوهبار گذشته و مقايسه آن با شرايط خود به هنگام وحدت فرا مي خواند و مي فرمايد: فراموش نكنيد كه درگذشته چگونه با هم دشمن بوديد ولي خداوند در پرتو اسلام و ايمان، دل هاي شما را به هم مربوط ساخت و شما دشمنان ديروز، برادران امروز شديد.
نكته قابل توجه در اينجا آن است كه قرآن، تأليف قلوب مؤمنان را به خدا نسبت مي دهد و مي گويد خداوند متعال دل هاي شما را به يكديگر نزديك كرد و ميانتان الفت برقرار كرد.
اين امر، خود يكي از معجزات بزرگ اسلام در عرصه زندگي اجتماعي مسلمانان است زيرا اگر سابقه عداوت و دشمني پيشين عرب را به درستي مورد دقت قرار دهيم، مي بينيم كه چگونه كينه هاي ريشه دار در طول سال هاي متمادي در دل هاي آنان انباشته بود و چگونه بر سر يك موضوع ساده و جزئي، شعله جنگ خونيني ميان آنان افروخته مي شد، و اسلام بود كه توانست اقوام و طوايف پراكنده و كينه توز و دور از خردورزي را تبديل به ملتي واحد و متحد و برخوردار از آگاهي و بردباري و خردمندي كند.
البته بايد به خاطر داشت كه تنها با چنگ زدن به ريسمان الهي و در سايه اسلام و قرآن و عترت است كه مي توان اقوام، گروه ها و ملت هاي متفاوت را به جامعه اي متحد و همدل و هم صدا تبديل كرد.
در آيه شريفه ديگري چنين آمده است:«و اطيعواالله و رسوله و لا تنازعوا فتفشلوا و تذهب ريحكم و اصبروا ان الله مع الصابرين(6)
«و (فرمان) خدا و پيامبرش را اطاعت نماييد! و نزاع (و كشمكش) نكنيد تا سست نشويد و قدرت (و شوكت) شما از ميان نرود! و صبر و استقامت كنيد كه خداوند با استقامت كنندگان است»
قرآن مجيد در اين آيه، مسلمانان را از نزاع با يكديگر برحذر مي دارد تا بتوانند در مقابل دشمن، همانند دژي مستحكم بايستند. قرآن همچنين يادآوري مي كند كه اگر تفرقه و جدايي در ميان مسلمانان پديد آيد و آنان با يكديگر به نزاع و كشمكش برخيزند، سست مي شوند و در نتيجه، قدرت و هيبت و عظمت ايشان در مقابل دشمن از دست مي رود.
پيامبر اعظم(ص)؛ محور اتحاد امت اسلامي
قرآن كريم مي فرمايد: «محمد رسول الله و الذين معه اشداء علي الكفار رحماء بينهم»(7)
محمد(ص) فرستاده خدا است؛ و كساني كه با او هستند در برابر كفار سرسخت و شديد و در ميان خود مهربان اند»
پيامبر اسلام كه خود، آخرين پيغمبر الهي و رحمه للعالمين است و در عظمت و بزرگي اخلاق و در نحوه سلوك فردي و معاشرت هاي اجتماعي و به طور كلي در هر فضيلتي سرآمد است و در نظام خلقت بر همگان برتري دارد، اسلام را عالي ترين راه سعادت و هدايت بشر براي تمام انسان ها در همه زمان ها تا قيامت معرفي مي كند و از كليه مسلمانان مي خواهد كه زير پرچم پرافتخار اسلام، با هم متحد و منسجم باشند.
قرآن مجيد كه رسول اكرم(ص) را در همه زمينه ها الگو دانسته و او را براي همگان، محور قرار داده است، در وصف ياران پيامبر و مسلمانان راستين مي گويد: در ميان خود، رحيم و مهربان و متحد و منسجم هستند و در مقابل دشمنان و كافران، با شدت و غلظت همچون دژي مستحكم ايستاده اند.روشن است كه هر دو ويژگي ياد شده به بركت پيامبر و اسلام به دست آمده است.
از آنجا كه هيچ يك از احكام اسلام محدود به زمان خاصي نيست و هميشه و همواره باقي است، بر ما نيز كه خود را از امت پيامبر ختمي مرتبت مي دانيم فرض است كه مانند اصحاب با وفاي آن حضرت ميان خود برادر باشيم و در مقابل دشمنان و كافران كه هر لحظه ما را تهديد مي كنند با تمام قوا و به طور متحد بايستيم كه فقط در اين صورت مي توانيم به پيروزي برسيم.
رسول گرامي اسلام در جريان حجه الوداع كه شرايط حساس و خاصي بر مسلمانان حاكم بود، طي نطقي در مسجد «خيف» چنين ايراد سخن فرمود:«خدا ياري كند بنده اي را كه گفتار مرا بشنود و حفظ كند و سپس آن را به كساني كه نشنيده اند برساند»اين تعبير آن حضرت، نشان از اهميت موضوع دارد. آنگاه فرمود:«سه خصلت است كه دل هيچ مسلماني در مورد آنها خيانت نمي كند:
1- اخلاص عمل براي خدا.
2- نصيحت و خيرخواهي براي رهبران مسلمانان.(8)
3- همبستگي و شركت در اجتماع مسلمانان»(9)
علت اينكه در اسلام تا اين حد درباره وحدت و يكپارچگي تأكيد شده، آن است كه مردم فقط در سايه اتحاد و همبستگي مي توانند موانع انجام هر كاري را از سر راه بردارند و با استفاده از تمام توان، استعداد، قدرت اراده و انگيزه اي كه در يك جا جمع شده است، به مقصد مورد نظر خويش برسند.
از اين رو، پيامبر اكرم(ص) براي برقراري وحدت و الفت بين مردم، رنج ها و زحمات فراواني را متحمل شد و علي رغم تلاش قبايل و اقوامي كه از روي جهل و عصبيت مانع تبليغ پيامبر بودند، آراء و افكار متفاوت را با يكديگر هماهنگ كرد و به بركت اسلام و قرآن ميان دو قبيله بزرگ و معروف مدينه به نام «اوس» و «خزرج» كه كينه و دشمني ديرينه اي با هم داشتند اخوت و محبت را برقرار ساخت.
پيروزي در پرتو اتحاد ملي
به راستي اگر امتي به صورت يكپارچه و مصمم و با استعانت از خداوند متعال اراده كند، مي تواند در تمام امور زندگي اجتماعي، سرنوشت خود را تغيير دهد و با سرعت نردبان رشد و ترقي و كمال را طي كند، كه نمونه هاي بارز آن را در طول تاريخ اسلام مشاهده مي كنيم.
پيامبر رحمت كه خود محور اتحاد و انسجام اسلامي است با متحدكردن گروه ها و احزاب مختلف از جمله انصار و مهاجرين، قبايل اوس و خزرج و ديگران توانست در سخت ترين شرايط و در دوران جاهليت، روند حركت اجتماعي را عوض كند، پرچم انسان ساز اسلام را به اهتزاز درآورد، احكام اسلامي را اجرا نمايد و نام محمد(ص) و آيين احمدي را در كوتاه ترين زمان ممكن جهانگير سازد. اين موضوع از نظر دانشمندان و مورخان غيراسلامي نيز مخفي نمانده و همگي با اعجاب فراوان از آن ياد كرده اند.
توماس كارل گفته است:«خداوند، عرب را به وسيله اسلام از تاريكي به سوي روشنايي ها هدايت فرمود. از ملت خموش و راكدي كه نه صدايي از آن در مي آمد و نه حركتي محسوس، ملتي به وجود آورد كه از گمنامي به سوي شهرت، از سستي به سوي بيداري، از پستي به سوي فراز، و از عجز و ناتواني به سوي نيرومندي سوق داده شد. نورشان از چهارسوي جهان مي تابيد. از اعلام اسلام يك قرن بيشتر نگذشته بود كه مسلمانان يك پا در هندوستان و پاي ديگري در آندلس نهادند و بالاخره در همين مدت كوتاه، اسلام بر نصف دنيا نورافشاني مي كرد.»جان ديون پورت -دانشمند معروف انگليسي- مي نويسد:
«محمد(ص) يك نفر عرب ساده، قبايل پراكنده كوچك و برهنه و گرسنه كشور خودش را مبدل به يك جامعه فشرده و با انضباط نمود و در ميان ملل روي زمين آنها را با صفات و اخلاق تازه اي معرفي كرد، و كمتر از سي سال، اين طرز و روش امپراطور قسطنطنيه را مغلوب كرد و سلاطين ايران را از بين برد، سوريه و بين النهرين و مصر را تسخير كرد و دامنه فتوحاتش را از اقيانوس اطلس تا كرانه درياي خزر و تا رود سيحون بسط داد.»
در دوران معاصر نيز بزرگمردي به نام امام خميني به كمك اتحاد و همدلي مردم ايران توانست در برابر رژيم شاهنشاهي با آن قدرت جهنمي قد علم كند و آن را سرنگون سازد و به جاي آن حكومتي اسلامي بر پايه مكتب اهل بيت (عليهم السلام) برپا كند و سپس با شعار اتحاد اسلامي، جهان اسلام و مسلمانان جهان را عليه نظام استكبار به سركردگي آمريكا بشوراند.
به راستي آيا ممكن بود بدون كمك همه جانبه مردم در هشت سال جنگ تحميلي، كشور اسلامي ايران را از خطر جدي تجاوز دسته جمعي جهانخواران حفظ نمود و آيا ممكن بود در شرايط تحريم اقتصادي، به خودباوري رسيد و نه تنها روي پاي خود ايستاد بلكه به دستاوردهاي عظيم علمي و اقتصادي دست يافت؟
آيا بدون همياري دولت و ملت و اتحاد و انسجام ملي و اسلامي به بركت اسلام و انقلاب و جمهوري اسلامي، ممكن بود كه جوانان اين مرز و بوم به درجات علمي بالا از جمله به دانش هسته اي (كه اين روزها در كشور جشن ملي و شادماني آن برپا است) دسترسي پيدا كنند؟پيامبر اكرم(ص) مي فرمايد:
«مؤمنان با يكديگر برادرند و خونشان با هم برابر است. آنها يكپارچه عليه دشمنان اسلام متحد هستند.»(10)
امام خميني گفته است:«وحدت اسلامي را در بين خودتان، با كمال قوت حفظ كنيد. نگذاريد همين دشمنان خبيث، بتوانند يا طمع كنند كه بين شما ملت اختلاف ايجاد كنند. اميد است به فضل الهي، وحدت و يكپارچگي و ايمان و اقتدار شما، دنياي اسلام را هم بيدار كند.»(11)
سزاوار است كه ملت ما از تاريخ كه نمونه هايي از آن را با چشم خود ديده است، درس بگيرد و در راه اعتلاي ملي خويش، وحدت ملي و اتحاد اسلامي را در تمام زمينه ها سرلوحه همه امور اجتماعي خود قرار دهد زيرا پيامبر اكرم(صلي الله عليه و آله) فرمود:
«افراد با ايمان نسبت به يكديگر همانند اجزاي يك ساختمان اند كه هر جزئي از آن جزء ديگر را محكم نگاه مي دارد.»(12)
انسجام اسلامي
زندگي سراسر درس پيامبر والامقام اسلام(ص)، حكايت از اين واقعيت دارد كه آن بزرگوار آيينه تمام نماي وحدت و انسجام اسلامي بود. ايشان هر جا كمترين اختلافي را بين اصحاب خود مي ديد، شخصا وارد عمل مي شد و تفرقه و اختلاف را از ريشه قطع مي كرد، قلوب آنان را به هم نزديك مي نمود و در مقابل مشركان و كافران بسيج عمومي به راه مي انداخت تا همه يك صدا باشند.
پيامبر(ص) هرگونه جدايي و اختلاف بين مسلمانان را كه منجر به كدورت و عداوت و لجاجت مي شد، از نشانه هاي فريب شيطان مي دانست.
«انما يريد الشيطان ان يوقع بينكم العداوه والبغضاء؛ (13)همانا شيطان مي خواهد در ميان شما عداوت و كينه ايجاد كند.
اصل مسلم «وحدت اسلامي» كه از رهنمودهاي اجتماعي اسلام است مربوط به تمام قرون و اعصار و براي همه مسلمانان است. آنها بايد يكدست و يكپارچه در مقابل دشمنان اسلام بايستند.
امروز بر اهل بصيرت روشن است كه سلطه گران و جهانخواران و تمام دنياي شرك و كفر و استكبار دست در دست هم داده اند كه بين مسلمانان در سراسر عالم اختلاف بياندازند و بهترين وسيله براي رسيدن آنان به اهداف شوم خود همين تفرقه افكني و شكستن انسجام بين مسلمانان در سراسر گيتي است. و در اين جهت از هر حربه اي استفاده كرده و گاه با ظاهري كاملا فريبنده و احيانا شعارهاي مذهبي، اما با انگيزه اي شيطاني وارد صحنه مي شوند تا اجتماع مسلمانان و اتحاد آنان را برهم زنند.
قرآن مجيد اين دسته از مردم را، منافق و محارب با رسول خدا معرفي كرده تا مسلمانان به پيروان مكتب الهي به هوش باشند.
«والذين اتخذوا مسجد ضرارا و كفرا و تفريقا بين المؤمنين و ارصادا لمن حارب الله و رسوله من قبل وليحلفن ان اردنا الاالحسني و الله يشهد انهم لذكاذبون؛(14)
و (گروهي ديگر از منافقين) كساني هستند كه مسجدي ساختند براي زيان رساندن به مسلمانان و تقويت كفر و تفرقه افكني ميان مؤمنان، و كمينگاه براي كسي كه از پيش با خدا و پيامبرش مبارزه كرده بود. آنها سوگند ياد مي كنند كه: جز نيكي نظري نداشتيم! اما خداوند گواهي مي دهد كه آنها دروغگو هستند»
آنگاه رسول خدا(ص) دستور داد تا مسجد را آتش زنند و بقاياي آن را ويران سازند تا ريشه اختلاف و تفرقه خشك شود و اين درسي براي عموم مسلمانان در سراسر تاريخ است. گفتار خداوند متعال و عمل پيامبر(ص) به روشني نشان مي دهد كه مسلمانان بايد نفاق و منافق را در هر زمان و در هر مكان و هر لباس و چهره اي بشناسند و با آن مبارزه كنند.
كيست كه نداند امروز دولت هاي مستكبر دنيا با نفاق و دورويي تمام در پي فريب دادن جوامع و دولت هاي اسلامي هستند؟ كيست كه نداند جهانخواران هميشه سعي دارند تا ملت هاي مسلمان را از دانش و ثروت و قدرت محروم نگه دارند؟ كيست كه نداند مستكبران با امكانات فوق العاده خود عليه ارزش هاي ديني و اخلاقي برخاسته اند و روز به روز فساد و بي بند و باري را توسعه مي دهند و تمام همشان آن است كه باورهاي ديني را از مردم جهان حتي از جوامع اسلامي بگيرند؟ كيست كه نداند صاحبان ثروت و قدرت سالانه ميليون ها دلار جهت مقابله با ارزش هاي ديني و انساني، ايجاد نفاق و اختلاف قومي و گروهي بين مسلمانان هزينه مي كنند؟
آيا جز با توسل به اسلام و پيامبر عظيم الشأن و كمك گرفتن از انسجام اسلامي مي توان با دسيسه هاي شيطاني مستكبران مبارزه كرد و آيا بدون راهنمايي قرآن- اين معجزه بزرگ پيامبر خاتم(ص)- مي توان با معاندان و دشمنان اسلام به مبارزه برخاست و آيا بدون هوشياري جوامع و ملل اسلامي و خصوصا دانشمندان و بزرگان قوم و وحدت كلمه همگاني مي توان با خدعه گري و نقشه هاي آمريكا و اسرائيل و دشمنان سرسخت اسلام مقابله كرد؟
آري، امت مسلمان چاره اي جز اتحاد و انسجام ندارد و براي دستيابي به عزت و اقتدار حقيقي خويش ناگزير از التزام به وحدت كلمه است؛ چرا كه امروز استكبار كه از اسلام سيلي خورده و درحال فروپاشي است، با همه توان خود در مقابل اسلام و پيشرفت كشورهاي اسلامي ايستاده است و به اين منظور ايجاد اختلاف و تفرقه و جدايي در درون مسلمانان را بهترين راه شكست آنان مي داند. از اين رو سعي مي كند با استفاده از حربه نيرنگ و نفاق و به كمك ترفندهاي مختلف و طرح مسائل گوناگون از جمله به راه انداختن جنگ ميان شيعه و سني، تفرقه افكني بين فرقه هاي اسلامي و دامن زدن به اختلافات پيروان فرق و مذاهب، بين صفوف مستحكم مسلمانان جدايي بياندازد.
بنابراين مسلمانان و دانشمندان و علماي اسلام بايسته است كه در همه جا هوشيار باشند و بدانند كه عداوت استكبار جهاني با اسلام است. آنان با احكام نوراني اسلام دشمني دارند كه ضدظلم و ستم و استكبار و چپاولگري است. مخالفت آنها با جمعيت هاي بزرگ ميلياردي و متحدي است كه به پيروي از آيين محمد(ص) و زير پرچم اسلام عمل مي كنند.
مبادا اختلافات مذهبي و عقيدتي و... به گونه اي مطرح شود كه باعث تفرقه بين مسلمانان و سوءاستفاده دشمن مشترك يعني منافقان و مشركان و استكبار جهاني گردد. شايسته است كه دانشمندان اسلامي در محافل علمي و بدون هرگونه تعصب به صورت عالمانه در مسائل مورد اختلاف به بحث و گفت وگو و نقد و بررسي بپردازند اما در مقابل دشمنان اسلام و جهانخواران يد واحده باشند و يكپارچه و متحد رفتار كنند.
واقعيت اين است كه نياز به وحدت در بين مسلمانان و ترسيم جهان يكپارچه اسلام نيازي اصيل بوده كه در طول تاريخ اسلام از سوي مسلمانان آگاه مورد توجه قرار گرفته است . در اين برهه از زمان بايد علما و دانشمندان مسلمان با آگاه سازي جوامع اسلامي آنها را نسبت به اين نياز مطلع سازند كه اين آگاه سازي منجر به تدوين منشور اسلامي برپايه و اساسي محكم خواهد شد. در هر صورت انسجام اسلامي در حال حاضر يك نياز واقعي و فوري است . تركيب وحدت ملي و انسجام اسلامي نيز بر مبناي آنچه گفته شده تركيبي كارآمد و موثر محسوب مي شود كه راه رسيدن به نقطه عزت و پايه داري را به مسلمانان نشان مي دهد.
اعلام اتحاد ملي و انسجام اسلامي به عنوان شعار سال 1386 از سوي رهبري متضمن دو محور و مقوله اساسي در مسير حركت تكاملي نظام جمهوري اسلامي به شمار مي آيد.
رويكرد داخلي و مربوط به مرزهاي جغرافياي سياسي جمهوري اسلامي ايران و اقوام و گروههاي اجتماعي و سياسي موجود در درون آن
رويكرد برون مرزي و معطوف به اتحاد و انسجام ملل مسلمان و امت واحد اسلامي است . شناخت شرايط حاكم بر فضاي داخلي و برون مرزي ما را در مديريت هر چه موفق تر و پوياتر اين امر ياري كرده و مجوزي براي ترويج دستاوردهاي انقلاب اسلامي خواهد بود. واضح است كه معمار انقلاب براساس درايت و درك عميق و درست از شرايط داخلي و خارجي بويژه داخلي هر ساله با اعلام نامي برنامه و الگو كاري را در طول سال براي دولت و آحاد مردم طرح ريزي مي نمايند.
رهبري با اين نامگذاري خواسته اند خط كشي ها و چارچوب هاي خود ساخته احزاب و گروه هاي مختلف سياسي را از سر راه بردارند تا كشور بتواند از تمام ظرفيت هاي فكري مالي و... ايرانيان داخل و خارج كشور استفاده تمام و كمال برد. در اين ميان برخي افراد و گروه ها مسئوليت بسيار سنگين تري دارند.
صدا و سيما امامان جمعه نمايندگي هاي رهبري شوراي نگهبان و نيروهاي مسلح در اهتمام عملي به اتحاد و انسجام مسئوليت ويژه اي دارا مي باشند بويژه روحانيت مخاطب خاص و يك نهاد كاملا ريشه دار ديني و گسترده تاريخي با رسالتهايي تعريف شده از متن دين و شريعت به مسئله اتحاد و انسجام به عنوان يك رسالت اين نظر را داشته باشند. ارزيابي دقيق مبتني بر عقل و خرد جمعي از ميزان رضايتمندي يا عدم رضايت مردم از وضعيت موجود يكي از شرايط ترويج دستاوردهاي انقلاب اسلامي است .
بي شك برآوردن شدن انتظارات اكثريت اقوام يا گروهها و اقليتهاي مذهبي و ديني كه در به ثمر نشستن نهال انقلاب اسلامي نقش داشته اند پايه هاي امنيت و ثبات اقتدار ملي را از استحكام قوي تري برخوردار خواهد كرد. اگر اين مشاركت به هر دليلي كاهش يابد راه نفوذ اجانب جهت دخالت در سرنوشت ملي اين ملت گشوده مي شود و تلاش آنها را به منظور ايجاد بحران به خود معطوف كرده و امنيت ملي ما را خدشه دار خواهد كرد. اما در فضاي آرام اتحاد و همبستگي ملي مطالبات آحاد ملت از هر دسته و گروه و مرام و مكتب در چارچوب قانون اساسي كه متضمن حقوق حقه همه ملت ايران است پاسخ داده مي شود. جمهوريت اين نظام با تامين خواسته هاي مشروع ملت كه در چارچوب قانون اساسي طرح مي شود برآورده خواهد گرديد و اسلاميت آن نيز برپايه اعتقادات ريشه دار مردم ايران زمين استوار خواهد شد.
لذا اين واژه مكمل يكديگر بوده و در تكاپوي پاسخ به نيازهاي اساسي ملت مي باشند و نبايد هيچيك از اين دو عنصر به فراموشي سپرده شده و يا يكي بر ديگر ترجيح داشته باشد. دستاوردهاي عظيم ملت ايران در طول تاريخ وراي تمامي هزينه هاي پرداخت شده (جان مال و....) ارزشي فراتر از انديشه و سليقه فرد يا گروه و يا جريانهاي سياسي يافته اند. فلذا به پاس صيانت از اين همه جانفشاني شايسته است كه اتحاد ملي را جدي تر و ملموس تر از هميشه گرامي بداريم تا وحدت اين واژه مقدس تجلي عيني تر و با شكوه تري پيدا كند.
در اين صورت مي توان اميدوار بود كه ملت انقلابي ايران با تحمل تمامي ناملايمات بعد از انقلاب همچنان در كسب مدارج ترقي توسعه رفاه آزادي و جمهوري اسلامي تاكيد دارد.
ملت آزاديخواه ايران با شعار نه شرقي و نه غربي جمهوري اسلامي علاقمندي اش را به رهايي از استعمار و استثمار به پشتوانه انقلابي عظيم به ثبت رساند و اثبات كرد كه بدون وابستگي به قدرتهاي استكباري و با تكيه بر اعتقادات اصيل اسلامي و با درايت خويشتن مي توان مبارزه اي نفس گير اما پيروزمندانه را به نمايش گذاشت و به تمام مردم مظلوم جهان به ويژه مسلمانان ابلاغ كرد كه مي توان با تاسي به ملت ايران بر عليه حكومت هاي جبار قيام كرده حكومت اسلامي مبتني بر اراده آحاد ملت برپا كرد و توليد صنعتي سوخت هسته اي حاصل چنين فرايندي است و از چكاد اين افتخار ملي آزادي خواهي به عزت طلبي و صلح دوستي را در سرتاسرگيتي از عمق جان فرياد كرد. در اين راستا رسانه ها رسالتي سنگين تر بر دوش دارند وحدت و اتحاد ملي موضوعي نيست كه براحتي و بي تفاوتي از كنار آن توان گذشت به اعتقاد نخبگان كليه اقشار مردم بايد پاي بند اين شعار و لوازم آن باشند.
پايبندي به ضرورت اتحاد ملي و لوازم آن
گام نخست در تقويت پايه ها و مظاهر اتحاد و انسجام ملي و اسلامي ايمان به ضرورت و پاي بندي به لوازم آن مي باشد.
اتحاد يك ملت در برابر مشكلات و خطرات مسئوليت ها و اهداف و انسجام جامعه و دولت و بلكه امت و براي دستيابي به برنامه و آرمان ها نيازي فراگير و ثابت است . اين مهم رسالت ايجاد و تقويت وحدت و گسترش و تعميق انسجام و هماهنگي را پديد آورده و روحانيون و عالمان اين مخاطبان اصلي و ويژه اين رسالت مي باشند. ايمان به اين رسالت شرط راه است چرا كه اگر صيغه اصلي برخي شعارها بعد تبليغي آن است و طرح آن موضوعيت دارد اما امري كه رسالت يك جامعه يا قشر و گروه به شمار مي رود نمي تواند امري شعاري و ظاهري باشد.
اگر قرآن كريم پيامبر اكرم (ص ) را كه رسالت تبليغ دين و نشر شريعت را برعهده دارد مومن به آنچه بر او نازل شده مي شمارد از اين رو است كه چه كسي شايسته تر از خود پيامبر(ص ) به ايماني كه ديگران را به آن فرا مي خواند و هم از آن رو كه تا ايمان به رسالت خود نداشته باشد چگونه مي تواند ديگران را به آن فراخواند و به لوازم آن پاي بند باشد
اگر استعمارگران سيادت و رياست خود را در تفرقه ملت ها مي جويند اما بايد ايمان داشته باشيم كه راهي جز اين اصل اسلامي نداريم و عزت و كرامت و بقاي ما و حتي هدايت « ناس » و تبليغ درست دين از اين مسير روشن ولي دشوار مي گذرد.
دعوت به وحدت و انسجام منوط به ايمان به آن و پاي بندي به لوازم آن است .
تبيين درست و تفسير جامع
گام ديگر ارائه درست و تفسير جامع اين شعار و راهبرد اساسي است . اگر اصل اتحاد ملي و انسجام اسلامي درست تبيين نشود و در مقام عمل بر زمينه ها و لوازم آن تاكيد نگردد تا جايي كه هر كس خود را محور آن بداند و بشمارد مي تواند خود عرصه اي براي تضعيف اتحاد و كمرنگي انسجام گردد. براي پديداري اتحاد ملي نياز به تفاهم ملي است . تفاهم همواره براساس محوريت عناصر مشتركي است كه مورد پذيرش طرف هاي متفاهم باشد. اتخاذ عناصر و اصول مشترك جز با تنازل از برخي امور فرعي امكان ندارد. اگر بنابراين باشد كه همه راه ها به « من » ختم شود قهرا تنازل مفهومي در حد لفظ باقي خواهد ماند. روحانيت هم بايد مباني زمينه ها و عوامل اتحاد و انسجام را باز نمايد و هم به لوازم آن توجه دهد. و هم در مقام آسيب شناسي به چالش ها و آفت هاي فكري و اخلاقي آن را يادآور شود.
يك وجه آشكار خودپسندي و استكبار و جهل اين است كه اصل همه با من جايگزين شعار « همه با هم » شود و به جاي تنازل و « تفاهم » مومنانه تنازع جاهلانه شنيد. اينها را بايد براي جامعه بويژه آنان كه از نفوذ و قدرت بيشتري برخوردارند باز گفت و مظاهر و مصاديق آن راه به گونه اي كه خود منشا كشمكش نباشد نشان داد.
براي مردم نه در برابر مردم
روحانيت نهادي است كه در اصل همراه مردم است و نه در مقابل و طرف با آنان از متن جامعه برخاسته در ميان آنان زندگي مي كند و بايد شريك غم و شادي آنان باشد.
روحانيت تنها با جهل و ستم نفاق و فساد و گناه دشمنان اسلام و ايران و كساني كه به منافع ملت پشت مي كنند مخالفت دارد و به هيچ چيز به اندازه منافع اسلام و مسلمين نمي تواند بها دهد و اين تعبير ديگر از وجهه مردمي روحانيت است . يك ويژگي آشكار حضرت امام خميني (ره ) همين بود كه به رغم آن جايگاه رفيع و قدرت نفوذ در عمل چنان رفتار كرد كه باور و درك عمومي جامعه همواره او را در كنار و در متن خود مي ديد و احساس مي كرد. اينكه قرآن كريم در فراخواني جامعه جاهلي به پذيرش رسالت پيامبر اكرم (ص ) از جمله اين ويژگي حضرت توجه مي دهد كه پيامبري از خود شما يا پيامبري از ميان خودشان از جمله ناظر به همين ويژگي است كه در متن جامعه و با هويت عناصري از توده مردم شكل گيرد.
روحانيت براي كردار و گفتار خود هر چقدر بر گستره و ژرفايي اين باور عمومي بيفزايد بيشتر مي تواند مايه اتحاد جامعه و عامل انسجام نيروها و دستگاه ها باشد.
اتحاد طرح ملي
در زندگي هر مسلماني جاذبه و دافعه يك اصل به شمار مي رود. نظام سياسي و اجتماعي نيز چنين است روحانيت هم از اين اصل مستثنا نيست . اما به عللي در شرايط فعلي هر چند عارضي و مقطعي روحانيت بيش از عامل دفع نيازمند عامل جذب است . يك پايه مهم ايجاد اتحاد و همدلي انسجام و همكاري اسلامي و نيز داشتن روحيه و رفتار و اخلاق خوب است . خاستگاه اصلي اين اصل در نظام هدايت و ارشاد خلق همان سبقت « رحمت » خداوند بر « غضب » او مي باشد. انبيا مظهر سبقت رحمت خداي تعالي بر غضب او بودند. عالمان دين نيز كه ورثه پيامبرانند بايد چنين باشند.
روحانيت عامل تقويت اتحاد و انسجام است . بعضا محور آن چون داراي شرح صدر و بردباري فكري و اخلاقي و رفتاري مي باشد در غير اين صورت فرد روحاني نخواهد بود. اتحاد كه از آن سخن مي رود. در محدوده مرزهاي كشور يك طرح ملي و در عرصه جوامع اسلامي يك طرح فراملي است . در طرحهاي ملي و فراملي بخشي انديشيدن و سهم خواهي منطقه اي امري بي معناست . بايد ديد مجموع در سطح مورد نظر چه دستاوردي خواهد داشت .
اصل اتحاد و انسجام مي بايستي رسالت نخست باشد و راهبرد « اتحاد ملي و انسجام اسلامي » مبتني بر شرح صدر و جذب است . بهوش بايد بود كه تازه واردان و خود محوران با چنين راهبردي سازگاري نخواهند داشت حتي اگر شعار سال باشد.
سخن آخر
اين موضوع (اتحاد ملي و انسجام اسلامي ) از آغاز انقلاب و پيروزي آن در نگاه رهبر كبير انقلاب و نظام يك راهبرد مهم و يك رسالت اسلامي و انقلابي به شمار ميرفته است نمي توان به آن در محدوده يك شعار براي يك سال نگريست اما اين اعلام نشان از ضرورت نخست آن در شرايط كنوني دارد و طبيعتا تمام نيروهاي انقلابي و اسلامي در داخل و خارج بايد به اين راهبرد بيش از پيش توجه داشته و پاي بندي خود را به لوازم آن نشان دهند و نيز از هرگونه تفسير به راي و نگاه هاي خود محورانه همراه با تنگ نظري و نگاه منفعت طلبانه درباره آن پرهيز كنند.
در سايه اتحاد و انسجام بايد جرياناتي كه مانع همدلي و اتحاد مسلمانان بوده و جز خودمحوري و حذف ديگران به طرح ديگري نمي انديشند منزوي شده و فرصت ظهور و بروز از آنان گرفته شود.
راهبرد « اتحاد ملي و انسجام اسلامي » مبتني بر شرح صدر و جذب است . تنگ نظري و حذف نيروها از جمله با ميدان يافتن تازه واردان و خود محوري و حذف ديگران با چنين راهبردي سازگاري ندارد حتي اگر شعار سال باشد. سزاست كه اتحاد ملي را نيز جدي تر و ملموس تر از هميشه گرامي بداريم تا وحدت اين واژه مقدس تجلي عيني تر و با شكوه تري پيدا كند. در اين برهه حساس وظيفه علما و دانشمندان و روشنفكران اقتضا مي كند كه راهكارهاي موثر در جهت ايجاد وحدت ملي و انسجام اسلامي را پيش روي مسلمانان آگاه قرار داده و سپس منشور وحدت اسلامي را با توجه به نياز اصلي جهان اسلام يعني وحدت و انسجام طراحي نمايند
|
| ||||||||||||||||||||
سال 86 شايد متفاوت از سالهاي پيشين نامگذاري شد . در واقع امسال نه به خاطر مناسبت تقويمي بلكه به خاطر وجود دو عنصر تخريبي دشمن ، و براي جلوگيري از تهاجم آن ، به رمز يا نام وحدت ملي و انسجام اسلامي ، ناميده شد.
اين دو عنصر عملياتي دشمن عبارت است از :« ايجاد تفرقه و تضعيف وحدت ملي ايرانيان و اختلاف در جهان اسلام» .
اكنون بايد ديد براي رسيدن به وحدت ملي و انسجام اسلامي در طول يك سال ، چه راهكار هايي وجود دارد:
الف : وحدت ملي :
1. ميهن اسلامي ما ايران از ده ها نژاد و گويش و طايفه تشكيل شده است . تنوع دين و مذهب نيز از ديگر ويژگي هاي اين كشور پهناور است . گرچه هر خطه نامي و هر فرقه ديني و هر طايفه گويشي دارند اما برابر قانون اساسي و اكثريت جامعه و تاريخ گذشته اين سرزمين ، زبان رسمي ، فارسي و دين رسمي ، اسلام و مذهب شيعه است .
جداي هرگونه تعصب و خود محوري ، احترام همه اقوام ايراني به اين موارد رسمي قانون اساسي ، يك اصل مهم در ايجاد اتحاد و همدلي است . چه اين كه همگرايي به سوي نقطه مشترك و تافته جدا بافته نبودن، رمز و لازمه اتحاد است و جز آن عمل كردن به دور از خرد .
رعايت قوانين اسلامي در جامعه ، احترام به باورهاي شيعي و پاسداشت زبان شيرين فارسي ، چيزي است كه هر ايراني با پايبندي به آن قدمي در راه اتحاد برداشته است.
2. واقعيت جامعه متكثر ايراني ، تنوع گرايشهاي ديني مذهبي ، زبان و گويش است . همواره بايد به خاطر داشت كه افتخارات و امتيازات هر دسته و گروهي در مجموعه خود ، محترم و عزيز است و نبايد پافشاري بر مسايل ملي باعث زير پانهادن خرده فرهنگ ها و رسوم محلي شود.
همساني امور فرهنگي به ويژه زبان و ادبيات با حساسيتهاي بومي ، نقش كارسازي در احساس همنوعي ايجاد مي كند . به ديگر سخن ، اهميت دادن به گويشها ، آداب و رسوم محلي و داستانها و قهرمان ها نه تنها موجب جدايي و تشتت نيست بل كه حس احترام مشترك و متقابل را ايجاد مي كند . آنگاه كه يك قوم ايراني خود را ميان ديگر هم وطنان ، داراي شخصيت رسمي و معتبري ببيند، علايق ملي و همگرايي فراگروهي در او تقويت مي شود.
استفاده از زبانها و گويشهاي محلي چون كردي، لري، تركي، عربي و... و نيز ترويج و شناسايي فرهنگهاي بلوچي ، زابلي ، تركمني ، آذري ، گيلكي و... يك فرصت است براي تحريك عواطف پاك اقوام ايراني كه در كنار هم ايران را ميسازند.
3. نكته ديگري كه در هر جامعه انساني قابل فهم و اجراست، حركت به سوي خواست هاي ملي و عزت آور است . جامعه ايراني هنوز از ملي شدن صنعت نفت ، پيروزي انقلاب اسلامي و بيرون راندن سردمداران پهلوي، تسخير لانه جاسوسي و مقابله با استكبار جهاني در هشت سال دفاع مقدس ، به خود ميبالد و افتخار ميكند. تكريم چنين پيروزي ها و نگهباني از چنين روحيه هايي را نبايد به فراموشي سپرد . توليد علم و نهضت نرم افزاري نيز در همين راستا ميتواند علاوه بر پيشرفت كشور ، مايه مباهات و دستاوردهاي غرور آفرين باشد . دانش انرژي هستهاي از همين مقولههاست كه اگر با اعتماد دوجانبه مسئولان و مردم همراه شود فرصتي است تا فرزندان اين ميهن اسلامي ، اهتزاز پرچم مقدس جمهوري اسلامي ايران را در نگاه هر بيگانهاي ، به نمادي از قدرت ، افتخار و شكوه بنمايانند . كاري كه نمونه بسيار نازل آن را در ميادين ورزشي بارها ديده ايم . اين حس مشترك ملي براي هر ايراني در هر كجاي جهان كه باشد شيرين است و نمي توان آنرا محاصره يا مصادره كرد .
انسجام اسلامي :
1. اختلاف عقيده همان قدر كه ميان دو كيش وجود دارد و ميتواند مايه تنازع و درگيري شود، در ميان همكيشان نيز تنشزاست . از اين رو چنانچه در جامعه ، وحدت ملي ، يك ضرورت باشد ، بايد با تسامح در باره نقاط اختلاف برخورد كرد و اشتراكها را پررنگ تر از اختلاف ها ديد . اين نه به اين معني است كه دسته اي از بخشي از باورهاي خود دست بردارد بلكه همزيستي ايجاب مي كند ، حلقههاي اتصال را بيروني تر و گرههاي جدايي را دروني تر چيد.
نگاههاي تكفيري ، انحصار هدايتيافتگي در فرقه خود و تنگ نظريهايي كه در ذات هيچ دين آسماني وجود ندارد، عامل مخرب وحدت است كه عقلاي قوم، دست كم براي جلوه آبرومندي مذهب خود بايستي به تلطيف فضاي ايماني و رفتارهاي مذهبي بپردازند .
2. باز تعريف انديشه و راهكارهاي وحدت ، با تاكيد بر صراحت و شفافيت ، سازه قدرتمندي در ساختار همگرايي و كاهش شكنندگي آن است . اعتماد دوجانبه به رعايت اصول وحدت و وفاداري به ملزومات آن از همين تعريف به دست ميآيد . واضحتر آنكه بايد همه به نتيجه برسيم كه چه انگيزهاي از وحدت داريم؟ منظورمان از وحدت چيست و راهكار و محدوده آن كدام است ؟ بر سر چه چيزي ميخواهيم متحد شويم؟ و تكليف اختلافها چه ميشود؟
نبود منشور جامع و مانع كه مورد اتفاق همه گروهها و دستهها باشد و بدرستي ، مفهوم همسنگري و همزيستي را توضيح دهد ، خود مشكلي است كه سوء تفاهمها و كج فهمهايي را درپيخواهد داشت كه آفت وحدت است . در اين زمينه روشنفكران و علماي اسلامي كه ذهني فارغ از تعصبات جاهلي دارند و ميتوانند به واقعيات بزرگتر و فرامذهبي بيانديشند ، وظيفهاي گران و تاريخي دارند . مقام معظم رهبري در اين باره مي فرمايند : «تدوين منشور وحدت اسلامي به همت علماي اسلام، ضروري و مطالبهاي تاريخي است که اگر امروز به اين وظيفه عمل نشود، نسلهاي بعدي ما را مؤاخذه خواهند کرد»
اكنون در سال اتحاد ملي و انسجام اسلامي ، نيكوست به برخي از اصول پوياي قانون اساسي نگاهي بيافكنيم و اصولي وحدت آفرين كه نبايد از آن غفلت كرد را مرور كنيم :
اصل 11
به حكم آيه كريمه "ان هذه امتكم امه واحده و اناربكم فاعبدون" همه مسلمانان يك امتاند و دولت جمهوري اسلامي ايران مظوف است سياست كلي خود را بر پايه ائتلاف و اتحاد ملل اسلامي قرار دهد و كوشش نيز به عمل آورد تا وحدت سياسي، اقتصادي و فرهنگي جهان اسلام را تحقق بخشد.
اصل 12
دين رسمي ايران، اسلام و مذهب جعفري اثنيعشري است و اين اصل اليالابد غير قابل تغيير است و مذاهب ديگر اسلامي اعم از حنفي، شافعي، مالكي، حنبلي و زيدي داراي احترام كامل ميباشند و پيروان اين مذاهب در انجام مراسم مذهبي، طبق فقه خودشان آزادند و در تعليم و تربيت ديني و احوال شخصيه (ازدواج، طلاق، ارث و وصيت) و دعاوي مربوط به آن در دادگاهها رسميت دارند و در هر منطقهاي كه پيروان هر يك از اين مذاهب اكثريت داشته باشند، مقررات محلي در حدود اختيارات شوراها بر طبق آن مذهب خواهد بود، با حفظ حقوق پيروان ساير مذاهب.
اصل 13
ايرانيان زرتشتي، كليمي و مسيحي تنها اقليتهاي ديني شناخته ميشوند كه در حدود قانون در انجام مراسم ديني خود آزادند و در احوال شخصيه و تعليمات ديني بر طبق آيين خود عمل ميكنند.
اصل 14
به حكم آيه شريفه "لاينهاكمالله عنالدين لم يقاتلوكم فيالدين و لميخرجوكم من دياركم ان تبروهم و تقسطوااليهم انالله يحبالمقسطين" دولت جمهوري اسلامي ايران و مسلمانان موظفند نسبت به افراد غير مسلمان با اخلاق حسنه و قسط و عدل اسلامي عمل نمايند و حقوق انساني آنان را رعايت كنند. اين اصل در حق كساني اعتبار دارد كه بر ضد اسلام و جمهوري اسلامي ايران توطئه و اقدام نكنند.
اصل 15
زبان و خط رسمي و مشترك مردم ايران فارسي است. اسناد و مكاتبات و متون رسمي و كتب درسي بايد با اين زبان و خط باشد ولي استفاده از زبانهاي محلي و قومي در مطبوعات و رسانههاي گروهي و تدريس ادبيات آنها در مدارس، در كنار زبان فارسي آزاد است.
اصل 16
از آنجا كه زبان قرآن و علوم و معارف اسلامي عربي است و ادبيات فارسي كاملا با آن آميخته است اين زبان بايد پس از دوره ابتدايي تا پايان دوره متوسطه در همه كلاسها و در همه رشتهها تدريس شود.
اصل 17
مبداء تاريخ رسمي كشور هجرت پيامبر اسلامي (صليالله عليه و آله وسلم) است و تاريخ هجري شمسي و هجري قمري هر دو معتبر است، اما مبناي كار ادارات دولتي هجري شمسي است. تطعيل رسمي هفتگي روز جمعه است.
اصل 18
پرچم رسمي ايران به رنگهاي سبز و سفيد و سرخ با علامت مخصوص جمهوري اسلامي و شعار "الله اكبر" است.
اصل 19
مردم ايران از هر قوم و قبيله كه باشند از حقوق مساوي برخوردارند و رنگ، نژاد، زبان و مانند اينها سبب امتياز نخواهد بود.
اصل 20
همه افراد ملت اعم از زن و مرد يكسان در حمايت قانون قرار دارند و از همه حقوق انساني، سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي با رعايت و موازين اسلام برخوردارند.
منبع : http://www.rasanews.com/